مرتضى مطهرى

878

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

طبقهء محروم از نظر او هميشه لامذهبى است ، حرفى كه هميشه واقعيت خلافش را ثابت مىكند . از نظر او طبقهء محروم هميشه روشنفكر است و گرايش به ضد مذهب دارد و فقط طبقهء برخوردار است كه گرايش به مذهب دارد . ولى بعضى ديگر با قبول اينكه خاستگاه مذهب مادى است يعنى مذهب هم خودش مظهرى از مظاهر گرايش طبقاتى است ، همين طورى كه به دو اخلاق قائل هستند : اخلاق طبقهء استثمارشده و اخلاق طبقهء استثمارگر ، همچنين به دو مذهب قائل شدند . آنهايى كه نخواستند به مذهب بدبين باشند گفتند مذهب هم دوگونه است : مذهب طبقهء استثمارگر و مذهب طبقهء استثمارشده . قهراً همين طورى كه اخلاقِ طبقهء استثمارگر يك اخلاق مرده و اخلاقى است كه براساس تسليم و تمكين و خلاصه محافظه كارانه و سنت گرايانه است ولى اخلاق طبقهء استثمارشده برعكس ، اخلاق انقلابى و سنت شكنانه و روشنفكرانه است ، همچنين مذهب طبقهء استثمارگر يك مذهب توجيه‌گر و سنت گرا و محافظه كار و مذهبى است كه دائم مىخواهد دعوت به آرامش و رضا و تسليم بكند ، ولى مذهب طبقهء استثمارشده به حكم خاستگاه طبقاتى خودش مذهب مهاجم مىشود ، يك مذهب انقلابى و حركت زا . به هر حال - چه به آن نظريه قائل باشيم چه به اين نظريه - خاستگاه مذهب يك خاستگاه مادى است ، منتها يك وقت هست كه تنها طبقهء استثمارگر را خاستگاه مذهب مىدانيم ، و يك وقت هست كه مىگوييم ما دو نوع مذهب داريم . يك وقت هم ممكن است كسى عكس نظريهء اول را بگويد كه اصلًا مذهب يك خاستگاه بيشتر ندارد و آن طبقهء استثمارشده است . مذهب به اين طبقه اختصاص دارد . ولى او نيز براى مذهب خاستگاه مادى قائل شده است . - فكر مىكنم نيچه شقّ ثالث را قائل بوده است . استاد : نه ، نيچه شقّ دوم را قائل بود و به عكس ماركس مىگفت . او خاستگاه مذهب را مادى مىدانست ، به خود مذهب هم اعتقاد نداشت ، به خدا هم اعتقاد نداشت ولى مىگفت مذهب اختراع طبقهء ضعيف است ولو به حكم طبيعت ضعيف مانده باشند . به استثمار هم كار نداشت . او معتقد بود كه تكامل به وسيلهء اقويا و قهرمانان و ابرمردها صورت مىگيرد ، و اخلاقى هم كه او تأييد مىكرد اخلاقى بود كه به سود ابرمردها باشد . مىگفت حرفهايى مانند رحم و مروّت و دستگيرى و احسان همه چرند است و بايد دور ريخت . آن كسى كه در قانون تنازع بقا ضعيف مانده است همان ضعفش بزرگترين گناهش است و بايد هم از بين برود و ضعفا چون در ميدان تنازع بقا صلاحيت بقا نداشتند - و آنهايى كه صلاحيت بقا داشتند قهرمانان و ابرمردها و نيرومندها بودند - نيرنگ